زمان می رفت
من ماندم؟
هوس از هستِ من تا عرش جاری بود،
و شب هم پیش من بیدار می خوابید،
و حسرت خنده را از پیکَرَم می چید،
... که من ایسار را از ابر آموزم.
و اِین تکرار
در بیباوری جاریست؟
که تو ، آغاز پایانی.
۱۳۸۸/۳/۳٠ساعت
٦:٤٤ ق.ظ توسط محمد علی بیداد
نظرات ()
تگ ها:
آغاز پایان






