از خودَم که پیاده شُدم
من از من پیاده نمی شُد
من، پیاده از من می رفت!
و من پیاده شُدم
و رفت پیاده از من، من
و پیاده رهاکرد مرا،
و رفتن می رفت، از من
و می رفتن، رهایم نمی کرد
و باز،
در پایانِ من، منتظر بود،
خودم...
۱۳٩٠/٩/٢٥ساعت
۱:٥٧ ق.ظ توسط محمد علی بیداد
نظرات ()